امروز : يكشنبه, ۰۱. ارديبهشت ۱۳۹۸
كتابخانه
ديار غربت PDF چاپ نامه الکترونیک

نويسنده : احمد مبهوتي

ناشر : موسسه فرهنگي پيام آزادگان

سالها بود كه تصميم داشتم خاطرات بهترين دوران جواني ام را كه در جبهه و جنگ و اسارت گذشته بنويسم ، اما اشتغال به كار و تحصيل فرصت نمي داد.

وقتي ياد آن دوران مي شد و گوشه هايي از خاطرات اسارت را براي دوستان تعريف مي كردم مرا تشويق به نوشتن مي كردند .

سرانجام اين تشويق ها باعث شد عزمم را براي نوشتن جزم كنم تا شايد شمه اي از دلاوري هاي رزمندگان اسلام را در تاريخ به يادگار بگذارم .

 
از جماران تا تكريت PDF چاپ نامه الکترونیک

نويسنده: سيد ابوالقاسم امير علي اكبري

ناشر : موسسه فرهنگي پيام آزادگان

... در محاصره بوديم . عراقي ها هر لحظه نزديك تر مي شدند. هر كس سعي مي كرد كه جايي امن پيدا كند  و از آنجا به دفاع بپردازد .من به پشت يك جيپ از كار افتاده خزيدم . ناگهان حس كردم كه ران و كف دست راستم داغ شد.

تير به پايم خورده بود و هنگام خروج ، دستم را نيز زخمي كرده بود . حال عجيبي داشتم . گرماي هواي تيرماه ، خون ريزي شديد و تشنگي مرا غافلگير كرده بودند. ناگهان سروكله ي عراقي ها پيدا شد ...

 
سفيران ويراني PDF چاپ نامه الکترونیک

پديدآورندگان: دكتر علي خاجي، دكتر محمدرضا سروش، دكتر محمد قدسي، دكتر موسي زرگر، سرهنگ مجتبي جعفري

ناشر: پيام آزادگان

سال نشر: 1391

پديدآورندگان كتاب «سفيران ويراني» تلاش موفقيت‌آميزي را در ارائه شرح حملات موشكي رژيم بعث عراق به ايران داشته‌اند. اين كتاب كه در شش فصل تنظيم گشته، تقسيم‌بندي مناسبي را در شرح موضوعات مرتبط دارا مي‌باشد. در فصل اول كه با سرفصل «تاريخچه استفاده از موشك‌هاي زمين به زمين در جنگ‌ها» قلم خورده است، ‌به معرفي انواع موشك‌ها، اجزاي تشكيل‌دهنده، قبليت‌ها و قدرت تخريب آن‌ها به همراه تصاوير مكمل پرداخته و كشورهاي استفاده‌كننده از اين موشك‌ها و اهداف استفاده آن‌ها را نيز بيان مي‌كند. فصل دوم به معرفي موشك‌هاي زمين به زمين استفاده شده توسط ارتش عراق عليه ايران مي‌پردازد. معرفي موشك‌ها، سابقه به‌كارگيري آن‌ها توسط ساير ملل، روند تلاش‌ها جهت ارتقاء قابليت‌ اين موشك‌ها و البته كشورهاي سازنده از موضوعات مطرح و پررنگ اين فصل مي‌باشند. ناگفته نماند كه تصاوير موجود در اين فصل نيز خواننده را در درك بهتر مفاهيم بسيار ياراست. فصل سوم به تفكيك هر سال،‌ خسارت‌ها و تلفات ناشي از حملات موشكي عراق به ايران را بيان نموده كه البته در هر سال، تعداد حملات به تفكيك ماه، روز و حتي ساعت نيز مشخص شده اند. نوع موشك شليك شده در هر بار حمله نيز با توجه به اطلاعاتي كه خواننده از دو فصل قبل كسب نموده، كاملاً قابل تفهيم است. در فصل چهارم خسارات و تلفات ناشي از حملات موشكي عراق به ايران به تفكيك شهرها و به همراه تصاوير اندكي ارائه گرديده است.پديدآورندگان، در فصل پنجم به صورت خلاصه و اكثراً به وسيله جدول و نمودار، جمع‌بندي مناسبي را از خسارات و تلفات انساني ناشي از حملات موشكي عراق به ايران،‌ در اختيار مخاطبان قرار داده‌اند. البته دقت بالاي اصابت موشك‌هاي عراق در حمله به ايران نسبت به اين موضوع در حمله آن‌ها به فلسطين اشغالي و دلايل آن نيز در اين فصل مطرح گرديده است. و در نهايت فصل ششم كه نام «حملات موشكي بازدارنده ايران عليه ارتش عراق در جنگ تحميلي» را به خود اختصاص داده، به همراه تصاوير، نوع موشك‌هايي كه ايران در حمله به عراق به كار مي‌برده و اهداف موشكي ايران را مشخص مي‌كند. از ويژگي‌هاي بارز كتاب «سفيران ويراني» نمايش تصويري مناسبي است كه نويسندگان براي القاء مفهومات خود به خواننده به ‌كار برده اند.

 
رنج و گنج PDF چاپ نامه الکترونیک

نويسنده: امير نوبراني

ناشر: پيام آزادگان

سال نشر: 1391

«... تا نزديكي‌هاي غروب در خيابان‌هاي بغداد گشتيم. تعداد كمي با ديدن ما گريه مي‌كردند و بيشتر آن‌ها مشغول شادي بودند. من ياد روزي افتادم كه اسراي عراقي را به همدان آورده بودند و مردم با شيريني و سيگار و... از آن‌ها پذيرايي مي‌كردند. پيش خودم گفتم: «جنگ ما بر سر همين چيزهاست و فرق ما با اين‌ها در همين است...»

«رنج و گنج» اثري است كه به گفته خود نويسنده نمايانگر رنج‌هاي دشوار دوران اسارت و گنج ارزشمندي از فرصت‌هاي پربهره آن دوره است. در اين اثر نويسنده پس از ذكر نسبتاً مختصري از دوران نوجواني و شرايط اعزام به جبهه وارد لحظات پرمشقت اسارت گشته و سعي داشته‌ است تا مخاطب را در تمام اين لحظات با خود همراه گرداند. استفاده از محاورات و گفتگوهاي عاميانه به جاي القاء اطلاعات اخباري در بسياري از موضوعات، شيفتگي خواننده را براي اتمام كتاب برانگيخته و حفظ اتصال رخدادهاي اسارت در حين فصول متفاوت كتاب دليل ديگري بر كيفيت محتوايي آن است. «رنج و گنج» اسارت را از ديد نوجواني بيان مي‌كند كه به دليل سن كمش، به سختي توانسته از پدر خويش براي رفتن به جبهه اجازه بگيرد و پس از مدت كمي در عين ناباوري به اسارت سربازان بي‌رحم عراقي درآمده است. «نوبراني» كه معتقد است تاكنون تمام وقايع موجود در اسارت به صورت واقع‌بينانه منعكس نيافته، خود سعي داشته تا در كتاب خويش به دور از هر گونه اغراق‌گويي، شيريني‌ها و تلخي‌هاي حوادث اسارت و ويژگي‌هاي رفتاري اسرا را بر زبان قلم جاري سازد. همچنين مرور خاطرات نغز و جالب چهار سال اسارت ايشان در اردوگاه رمادي از صفحه ذهن نويسنده پنهان نمانده ودر اين كتاب جلوه‌گر شده است.

«... موسي از دوران دبستان تعريف مي‌كرد. مي‌گفت در اولين روزهاي مدرسه معلم آن‌ها الفبا را در طول چند جلسه به آن‌ها ياد داده بود. موسي در حالي كه خاطرات دوران مدرسه را تعريف مي‌كرد، انگشت اشاره دست راستش را به كف دست چپش مي‌كشيد. غافل از اينكه عماد، دژبان عراقي اردوگاه، از پشت پنجره نظاره‌گر اين كار اوست. همين‌طور كه موسي حرف مي‌زد، يك‌دفعه عماد از پشت پنجره با صداي بلند «هاشم عرب» را صدا زد. ما خيلي سريع خودمان را جمع و جور كرديم. از جايمان بلند شديم و نشستيم. عماد به هاشم گفت: «به اين دو نفر بگو از جايشان بلند شوند و مقابل پنجره بايستند.» من و موسي رفتيم جلوي پنجره. عماد به هاشم عرب گفت: «از آن‌ها سؤال كن كه چه نقشه‌اي مي‌كشيدند؟» من گفتم: «نقشه چيه؟» عماد گفت: «خودم ديدم كه روي كف دستتان نقشه مي‌كشيديد. حتماً‌ نقشه فرار بوده...»

 

 
در حسرت ديدار PDF چاپ نامه الکترونیک

ناشر: دارخوين

نويسنده: طيبه كياني

«در حسرت ديدار» خاطرات دوران جنگ و اسارت رزمنده‌اي است كه غم و اندوه ديدار مادرش را در تمام لحظاتِ پايداري به دوش مي‌كشد. آزاده سرافراز «توحيد صادق‌وند» پس از معرفي كوتاهي از دوران كودكي خود در شهر اردبيل، به ارائه فعاليت‌هاي فرهنگي و مبارزاتي‌اش پرداخته و در اين اثنا خاطرات جذابي را به قلم مي‌آورد.

روحيات مادري دلسوز و زحمتكش كه در اوايل زندگي مشترك، در فقدان پدر خانواده،‌ بار سنگين تربيت و رشد فرزندان را به دوش كشيده و روابط عاطفي و وابستگي شديد او به فرزندان، جلب رضايتش براي فرستادن پسرانش را به جبهه دشوار ساخته، در اين كتاب بيان گرديده است. در اين بين، بيان تلاش راويِ داستان براي جلب رضايت مادرش و همچنين خوابي كه قبل از اعزام به جبهه مي‌بيند ـ كه نشان از ورود او به دوران سخت و پرتلاطم اسارت دارد ـ خواننده را به پيگيري مطالب آتي كتاب تشويق مي‌كند.

نويسنده اين كتاب خانم «طيبه كياني» پس از شرح عمليات سرنوشت‌ساز خيبر به فرماندهي شهيد حميد باكري، به بيان خاطرات خواندني لحظات اسارتِ راوي پرداخته و بخش چشمگيري از كتاب را به اين حوزه اختصاص داده است.

شرايط روحي اسرا، وضعيت صليب سرخ،‌ عشق به امام(ره)، شرح حال برخي از سربازان اردوگاه موصل و بالأخص سربازي به نام «عايد»، و مواردي از اين قبيل به خوبي در خلال خاطرات گنجانده شده است.

«در حسرت ديدار» به روح بلند مادري تقديم گرديده كه در حسرت ديدار فرزند اسيرش، سال‌ها انتظار كشيد وليكن قبل از وصال به او، غريبانه ديار فاني را وداع گفت.

نشر «دارخوين» مسئوليت چاپ و انتشار اين كتاب را به عهده گرفته است.

 

 
جنگ را ما شروع كرديم PDF چاپ نامه الکترونیک

نويسنده: ناصر صارمي

ناشر: پيام آزادگان

سال نشر: 1391

 

كتاب «جنگ را ما شروع كرديم» توصيف نسبتاً كوتاه و در عين حال بسيار شيوا و گويايي است كه آقاي صارمي از حال و هواي اسراي عراقي در اردوگاه سمنان يا همان «طريق القدس سه» مي‌نويسد. علاوه بر اطميناني كه نويسنده در ابتداي كتاب از صحت نوشته‌هاي خود به خواننده منتقل مي‌كند، اين موضوع را مي‌توان از تصاوير دست‌نوشته‌هاي خاطرات ايشان در اثناي كتاب و البته ذكر جالب و زيباي جزئيات حوادث به خوبي فهميد. نكته مهمي كه در اوايل كتاب بسيار جلب توجه مي‌كند، علت نامگذاري اين اثر توسط نويسنده است كه نگاه دقيق و البته لطيف ايشان به حقايق را مي‌رساند. هركدام از عناوين مطرح شده در فهرست كتاب گرچه تا حدي خواننده را به موضوع نوشته‌ها راهبري مي‌كند، اما حقيقت اين است كه توصيف جاندار و جذاب فضاي اردوگاه به نحوي است كه خواننده را درگير شخصيت‌هاي مطرح شده گردانده و وضعيت روحي اسيران عراقي و حتي سربازان ايراني را كاملاً برايش مجسم مي‌گرداند. شرح حال «پورقصاب» سرباز فقير ايراني كه در حين انجام خدمت سربازي به لطايف‌الحيل به كسب درآمدي ناچيز براي گذران امور مادر خود «ننه‌غلام» مي‌پردازد، داستان «يوشع» اسير مهندس عراقي كه در حسرت از دست دادن ميز كارش در عراق، تمام غصه عالم را به دوش مي‌كشد، و قصه «ابراهيم سعدون» اسير كم ‌سواد عراقي كه به جاي امضاء كردن در دفتر نگهبان، عكس بز مي‌كشد و از اسارتش در اردوگاه‌هاي ايران لذت مي‌برد، تنها سه نمونة بسيار كوتاه از شخصيت‌هاي جذاب اين كتاب مي‌باشند. نويسنده همچنين سعي داشته‌است كه در اثناي توصيف روحيات اسرا به توضيح روش‌هاي تنبيه و البته تشويق آن‌ها توسط مسئولان ايراني و نيز چگونگي گذران اوقات آنان پرداخته و در اين مسير نقش صليب سرخ را هم مطرح نمايد. طبع طنز آقاي صارمي در خلال بيان خاطرات شيرين ايشان موجب گرديده تا كتاب «جنگ را ما شروع كرديم» تا حد زيادي از فضاي خشك و سرد اسارت فاصله بگيرد و خواننده را تا انتهاي كتاب با خود همراه سازد:

... «خياط عراقي، جواني بود كه كمي فارسي مي‌دانست. كمي هم گستاخ بود. وظيفه او تعمير لباس‌هاي اسرا بود. او درست موقع نماز جماعت كه مي‌شد، شلواري به دستش مي‌گرفت و به انتظاماتي عراقي اعلام مي‌كرد كه مال سرگرد است و بايد زودتر بدوزمش. غدير، همان سرباز شوخ مشهدي هر وقت از كنار چادر خياطي رد مي‌شد به او مي‌گفت: «نمي‌دانم چرا هر روز موقع نماز جماعت خشتك سرگرد، پاره مي‌شود؟!» ...

 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 3 از 18