امروز : چهارشنبه, ۰۵. تیر ۱۳۹۸
بزرگترین جرم در اسارت PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط موسسه پیام آزادگان خوزستان   
شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۰۳

به سایت موسسه پیام آزادگان خوزستان خوش آمدید

 
الله
 






بزرگترین جرم در اسارت







 


خود امام جماعت شدن ، یک جرم بزرگی بود که بعدش باید کتک و زندان و شکنجه ها را به جان می خرید . عراقی ها می آمدند قسم می خوردند و تهدید می کردند که : نباید نماز جماعت بخوانید ، اگر بخوانید ، پنج تا پنج تا کنار دیوار می گذاریم و اعدام می کنیم.

 

در اردوگاه ها بلافاصله پس از استقرار برادران ، برنامه کلاس های آموزشی که جزئی از برنامه های فرهنگی است، شروع می شد.


یکی از برادران به خاطراین که روحیات دوستان را شادتر کند و در عین حال مطالب ارزشمندی برایشان گفته، مسایل اساسی ، فرهنگی ، اخلاقی را بیان کند، از همان ابتدا شروع کرد به اینکه شبی یک داستان نقل کند. داستان را مفصلش می کرد. هم سرگرمی بود، هم تفریح سالم بود و هم بیان مطالب مهم دینی و فرهنگی. در کل اتاق (۱۲۰ یا ۱۳۰ نفره همه گوش می دادند، ایشان هم بلند بلند تعریف می کرد داستان را . یک برادر دیگربرای چند نفری که دورش بودند، وظایف اسارت را بیان می کرد .


نماز جماعت ها ، دعاهای مختلف ، دعای کمیل ، دعای توسل ،عزاداری امام حسین (ع) برنامه های جشن و مناسبت های مختلف ازهمان ابتدا آغاز شد و در صدر همه اینها ، سخنرانیها بود که دردرجه اول برادران طلبه و بعد هم بعضی دیگر که توانایی سخنرانی داشتند و اطلاعاتی داشتند ، شروع کردند.


شاید فکر بکنید سخنرانی مسئله مهمی نیست ظاهرا؛ ولی هر کس ، مخصوصاً آن اوایل که هیچ کس از سرنوشت اسرا خبری نداشت در آن شرایط ، با خشونتی که آنها داشتند و مخصوصا می خواستند اولش خیلی محکم بگیرند که تا آخر مسلط باشند ، اقدام های کوچک نیز بسیار مهم بود .


هر کسی سخنرانی می کرد ، همه چیز را پیش چشم خودش می دید . هر کس جلسه ای می گذاشت و صحبتی می کرد ، سعی می کرد نظم و انسجامی به برادران بدهد ، همه چیز را پیش چشم خودش می دید . کتک و شکنجه و آزارهای مختلف و حتی کشته شدن . وقتی نماز جماعت ها در همان ابتدا برگزار شد ، یک سری از برادران به عنوان امام جماعت می رفتند جلو می ایستادند .


خود امام جماعت شدن ، یک جرم بزرگی بود که بعدش باید کتک و زندان و شکنجه ها را به جان می خرید . عراقی ها می آمدند قسم می خوردند و تهدید می کردند که : نباید نماز جماعت بخوانید ، اگر بخوانید ، پنج تا پنج تا کنار دیوار می گذاریم و اعدام می کنیم.


در این شرایط خیلی وحشتناک ، خوب حتی اگرمی دانستیم تنها کتک و شکنجه در میان است ، زیاد مشکل نبود؛ ولی سرنوشت نامعلوم بود و اصلا مشخص نبود چه می کنند. خود مشخص نبودن سرنوشت و اینکه چه خواهد شد، بالاترین درجه وحشت را به وجود می آورد .




انتهای خبر/ش

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید