امروز : چهارشنبه, ۳۰. آبان ۱۳۹۷
در خيال گندم ري / دلنوشته PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Esfehan   
سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۰۷:۳۳

به نام حق

در خيال گندم ري

آن روزها براي خودش سور و سازي داشت؛ هيچ كس در اقتصاد به گرد پايش هم نمي‌رسيد؛ آنقدر محبوب بود كه به ميمنت ورود رئيس‌جمهورش، اشك مي‌ريختند و پرچم تكان مي‌دادند و آنقدر قدرت داشت كه با حمايت از اسرائيل، پيمان كمپ‌ديويد را رقم زد. آري آن روزها تمام قدرت‌ها حتي از سايه اين غول شاخدار هم مي‌ترسيدند و سرتعظيم در مقابلش فرود مي‌آوردند.

با تمام اين اوصاف، وقتي هواي تخريب دين و تمدن ايراني و چپاول فرهنگ اسلامي به سرش زد، امام به پشتوانه وعده‌هاي الهي و اتحاد مردم، در مقابلش قد علم كرد. تا حدي كه با پيروزي انقلاب، درب سفارتش در ايران را بست و حرف آخر را همان اول به گوش جهانيان رسانيد و فرمود: «ما تا آخر ايستاده‌ايم و با آمريكا ارتباط برقرار نخواهيم كرد... .»

هيچ كس باورش نمي‌شد كه انقلاب نوپاي ايران بخواهد به تك قطب قدرت جهان پشت كند؛ آخر، آن روزها ايران جنگ كشيده بود و آمريكا جنگ كننده، ايران دست خالي مي‌نمود و آمريكا دست پر، ايران تنها بود و آمريكا ناتنها.

اما دلِ امام به وعده‌هاي الهي قرص و محكم بود كه اينگونه راسخ سخن مي‌گفت؛ همه مردم هم گوش به فرمان رهبرشان بودند؛ حتي اسراي در چنگال عراق؛ عراقي كه وابستگي‌اش به آمريكا را نمي‌شد انكار كرد. تمام اسرا بازگشت به ايرانِ تنهايِ دستِ‌خاليِ جنگ كشيده را بيشتر از پناهندگي به كشورهاي غربي طاووس‌نما مي‌پسنديدند. برگشتند و با چشمان خودشان جواب خوش‌رقصي‌هاي عراق براي آمريكا را ديدند، و البته جواب خوش‌رقصي‌هاي پناهنده‌ها را به عراق.

آري، آن روزها كه آمريكا براي جهان غول وحشتناكي‌ بود، ما ايستاديم و هويتمان را به خودخواهي‌هايش نفروختيم. حالا،‌ اين‌ روزها كه ديگر شاخ اين غول شكسته شده،‌ حالا كه اقتصادش به تزلزل افتاده،‌ حالا كه منفورترين قدرت در نظر جهان است و حالا كه بي‌شرمانه به گوش جهانيان مي‌رساند كه «تمام گزينه‌ها روي ميز است»، محكم‌تر از قبل ايستاده‌ايم و مطمئن‌تر از قبل از او روي‌گردانيم.

چرا كه از تاريخ آموخته‌ايم كه هرگز وعده يزيديان، عمرسعدها را به گندم ري نرسانيده، چه رسد به خيل و جماعتي از محبان علي(ع) را.

حاتمي

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید